6.5
خلاصه داستان : خلاصه داستان : پس از ماجراهای قسمت اول صاحب مکس، کیتی با چاک ازدواج میکند و اکنون صاحب فرزندی به نام لیام میشوند. در سفری که خانواده به خارج از شهر دارند مکس در مزرعه ای با یک سگ به نام روستر ملاقات میکند و سعی میکنند با کمک یکدیگر بر ترس های خود غلبه کنند. اما در سوی دیگر گیجت به دنبال راهی است تا وارد ساختمانی شود که اسباب بازی محبوب مکس در آن قرار دارد و اسنوبال به دنبال آزادکردن یک ببر سفید "هو" از سیرک است اما ....
6.3
خلاصه داستان : خلاصه داستان : در سومین قسمت هتل ترانسیلوانیا دراکولا و خانواده هیولایی اش به یک سفر لوکس با قایق تفریحی خیلی شیک میروند اما انگار این تعطیلات رویایی قرار است تبدیل به یک تعطیلات جهنمی بشه. مشکلات از جایی شروع میشه که میوس Mavis دختر دراکولا متوجه میشه که شخصیت دراکولا در دام عشق مرموز کاپیتان کشتی گرفتار شده. اریکا Ericka کاپیتان کشتی راز و نفرتی رو در سینه اش داره که ممکن هست کلن نسل هیولاها رو از بین ببره.
7.1
خلاصه داستان : خلاصه داستان : داستان فیلم دربارهٔ کنت دراکولا است که صاحب هتل ترانسیلوانیاست؛ هتل پنجستارهای که همواره میزبان تمام هیولاهای دنیاست. او به مناسبت تولد ۱۱۸ سالگی دخترش به نام مِیوِس (با صداپیشگی سلنا گومز) میخواهد مهمانی بگیرد. در این اثنا تصادفاً یک انسان معمولی که هیولا نیست به نام جاناتان لاکر (با صداپیشگی سمبرگ) وارد ماجرایی عشقی با مِیوِس میشود. دراکولا موظف است که از دخترش محافظت کند و اجازه ندهد که در عشق پسر غرق شود.
6.5
خلاصه داستان : خلاصه داستان : مکس، یک سگ خانگی است که همراه با صاحبش، کتی، در منطقه نیویورک یک زندگی اشرافی دارد. مکس با دیگر حیوانات محله که با صاحبانشان زندگی میکنند از جمله یک گربه، یک سگ، پرنده و … نیز رابطه دوستانه دارد. کتی یک شب یک سگ درشت هیکل به نام داک را به دلیل اینکه بی خانمان بوده همراه میآورد که شدیداً موجب آزردگی مکس میشود. آنها همان شب بر سر جای خواب اختلاف شدیدی پیدا میکنند. مکس و داک در شهر مورد حمله یک گنگ گربه قرار میگیرند ولی یک خرگوش آنها را نجات میدهد. خرگوشی که سردسته گروهی از حیوانات است که از انسانها و رفتارشان با حیوانات متنفر است…
7.1
خلاصه داستان : خلاصه انیمیشم گریز ، پاندا و یخی پس از آنکه نماینده وزارت کنترل حیات وحش ملی تلاش می کند تا آنها را از زندگی ساقط کند. آن سه خرس مجبور میشوند خانه خود را رها و به کانادا بروند...
7.1
خلاصه داستان : خلاصه داستان : در جهان حیوانات انساننما، یک کوالای خوش بین (متیو مک کانهی)به نام باستر مون، صاحب یک سالن اجرای موسیقی است و در آرزوی این است که از این طریق صاحب درآمدی زیادی شود. زیرا اولین بار که در کودکی با پدرش به یک اجرای موسیقی رفته بودند، علاقه زیادی در او ایجاد شد. در مواجهه با مشکلات مالی، باستر به دوستش ادی نودلمن (جان سی ریلی) میگوید که او یک مسابقه آواز برگزار خواهد کرد. دستیار باستر، خانم کراولی، چشم مصنوعی اش را گم میکند و همین امر باعث میشود تا به اشتباه خانم کراولی جایزه ۱۰۰۰ دلاری این مسابقه را با دو صفر اضافه، ۱۰۰۰۰۰ دلار تعیین کند و آگهیهای مسابقه قبل از اینکه بررسی شوند، از دفتر باستر به بیرون درز میکنند. حیوانات با دیدن این آگهی، از تمامی شهر برای شرکت در مسابقه انتخابی جمع میشوند. کسانی که انتخاب شدند شامل: یک خوک اهلی خانهدار و مادر ۲۵ بچه به نام رزیتا (ریس ویترسپون)، یک موش اجراکننده خیابانی به نام مایک (ست مک فارلن)، یک گوریل گانگستر به نام جانی (تارون اگرتون)، یک جوجه تیغی با سبک پانک راک به نام اش (اسکارلت جوهانسون) و یک فیل نوجوان به نام منا (توری کلی) ...
6.6
خلاصه داستان : خلاصه داستان : داستان انیمیشن بر روی یک یتی (مرد برفی) دانشمند به نام میگو تمرکز دارد که متقاعد شدهاست موجودات نادری که با نام «پا کوچولوها (انسانها)» شناخته میشوند، واقعاً وجود دارند. بعد از اینکه میگو به صورت اتّفاقی با یک پا کوچولو برخورد میکند، او این موضوع را در میان همنوعان خود مطرح میکند امّا...
7.7
خلاصه داستان : خلاصه داستان : کورالاین جونز دختری یازده ساله است که به همراه پدر و مادرش زندگی آرام خود را رها میکنند و به یک خانهٔ عجیب، دورافتاده و قدیمی در شهری دیگر میروند. آنها همسایههای عجیبی به نامهای خانم اسپینک، خانم فورسیبل و آقای بوبینسکی دارند. او از اینکه دیگر دوستانش را نمیبیند و پدر و مادرش به او توجه نمیکنند ناراحت است. کورالاین یک شب در کوچکی را در خانهشان پیدا میکند و از آن وارد دنیایی سحرآمیز و رنگارنگ میشود و آنجا پدر و مادری مهربان تر پیدا میکند. اما تمام افراد این دنیای جدید به جای چشم دکمه دارند. همه چیز خوب پیش میرود تا وقتی که مادر جدیدش میخواهد که به چشمهای کورالاین دکمه بدوزد و او را در آن دنیا نگه دارد و روح کورالین را بگیرد و آن را در آینه جادویی حبس کند.